چرا كارمندان مطالعه نمي كنند ؟

 

امروزه بسيار مي شنويم و مي خوانيم كه سرانه مطالعه در ايران پايين تر از كشورهاي ديگر است و فرهنگ مطالعه در بين مردم همه گير نشده است و مطالعه به صورت عادت روزمره در كنار فعاليت هايي كه معمولاً مردم در طول يك شبانه روز انجام مي دهند در نيامده است و يا به قولي مطالعه در سبد امور روزمره خانواده ها قرار نگرفته است .

طبق نظر علماي تعليم و تربيت مطالعه و كتابخواني بايد از همان اوان كودكي در خانواده و مدرسه در وجود كودكان نهادينه شود و آنها با روش هاي مطالعه آشنا شوند و در خانه به تعداد زيادي از  مجلات ، كتاب ها ، مقالات و ... به آساني دسترسي داشته باشند و با مشاهده مطالعه روزانه پدر و مادر آنان نيز به اين امر ترغيب شوند . مي توان گفت كه اگر محيط خانه غني باشد ( يعني پر از متن هايي براي مطالعه ) ، كودك خود به خود به سمت مطالعه مي رود همچنانكه اگر كودك در محيط خانه با ادوات موسيقي سروكار داشته باشد احتمال اينكه به سمت موسيقي گرايش پيدا كند بسيار بيشتر از كودكي است كه فاقد چنين ادواتي در پيرامون خود است . با اين مقدمه وارد اين بحث مي شويم كه   « چرا كاركنان مطالعه نمي كنند ؟ »

كاركنان سازمان ها همان انسان هايي هستند كه در اجتماع پرورش يافته و بعد وارد سازمان شده اند و عادت ها و تربيت دوران كودكي و جواني آنها در شكل گيري شخصيت امروزي آنان بسيار تاثيرگذار بوده است . مسلماً سازمان ها نمي توانند با برگزاري چند كلاس آموزشي يا پند و اندرز و صدور بخشنامه در تغيير شخصيت آنان تاثير چنداني داشته باشند .

به نظر مي رسد مي توان دلايل عدم مطالعه كاركنان را با عناوين زير بررسي نمود :

الف ) عوامل فرهنگي و اجتماعي

ب ) عوامل مربوط به كاركنان

ج ) عوامل مربوط به مديران و رؤسا

 

 

 

الف ) عوامل فرهنگي و اجتماعي :

            همانطور كه در مقدمه اشاره شد محيط غني خانواده مي تواند در شكل گيري عادت مطالعه دركودكان تاثير بسيار مهمي داشته باشد و كودك با مشاهده منابع چاپي و غيرچاپي پيرامون خود و مشاهده مطالعه منظم والدين به اين امر تشويق مي شود و از همان ابتداي زندگي عادت مي كند همانطور كه در روز غذا مي خود ، بازي مي كند ، مدرسه مي رود ، تفريح مي رود ، مطالعه هم داشته باشد . مدارس هم مي توانند مشوق اين امر باشند و با در دسترس قرار دادن كتاب هاي مفيد و مناسب سن و سال كودكان و برگزاري جلسات كتابخواني و مسابقات و اهداء جوايز ، كودكان را به مطالعه تشويق نمايند و محيطي فراهم كنند كه كودكان ، معلمين و مديران خود را در حال مطالعه مشاهده نمايند و از آنان الگو بگيرند .

متأسفانه موارد فوق در خانواده ها و مدارس كمتر مشاهده مي شود . در خانواده ها ممكن است كه انواع اسباب بازي و بازي هاي كامپيوتري به وفور وجود داشته باشد اما كتاب ، مقاله و روزنامه ديده نشود و يا كودكان ، پدر و مادر خود را اصلاً در حال مطالعه نبينند بلكه پدر و مادر بيشتر سرگرم  تماشاي تلويزيون و ميهماني و ... باشند . در مدرسه هم مطالعه صرفاً به حفظ كردن مطالب كتاب ها و دادن امتحان منحصر مي شود و دانش آموزان ، معلمين و مديران خود را در حال مطالعه نديده و كتابخانه جاي متروكه اي محسوب مي شود .

معمولاً قسمت اعظم مطالعه مردان در منازل حول سياست ، ورزش ، حوادث و با استفاده از روزنامه ها و هفته نامه ها صورت مي گيرد كه در شكل گيري هويت علمي و كاري آنان اثربخش نيست و اصولاً كمتر مشاهده مي شود كتاب هاي علمي و تخصصي در منزل مطالعه شوند . البته بعضاً مشاهده مي شود كه زنان خانه دار در مقابل مطالعه مردان در منزل حساسيت و مقاومت نشان مي دهند و به اصطلاح روزنامه يا كتاب را « هوو » خود مي پندارند و از مطالعه مردان در خانه ناراضي هستند و خود نيز اصلاً مطالعه نمي كنند . شايدبه همين دليل باشد كه عده اي معتقدنداطلاعات عمومي، اجتماعي و جغرافيايي زنان بسيار پايين تر از مردان است . ( البته در اين مورد تحقيق معتبري صورت نپذيرفته است ) .

 

 

ب ) عوامل مربوط به كاركنان

1.   سازمان ها نمونه كوچكي از جوامع به شمار مي روند . در سازمان ها نيز همانند و منبعث از جامعه ، فرهنگ مطالعه جا نيفتاده است و مثلاً اگر همكاري ، همكار ديگر را در كتابخانه و يا پشت ميز خود در حال مطالعه ببيند ، فكر مي كند كه وي دارد از كار فرار مي كند و يا اتلاف وقت مي نمايد و اصولاً صحنه كتاب خواندن پرسنل در سازمان صحنه جالبي نيست و كمتر مشاهده  مي شود كه فرد كتابي را خوانده و به ديگر همكاران توصيه نمايد .

 

2. اصولاً كاركنان سازمان ها انگيزه اي براي مطالعه ندارند چون نمي توانند ارتباط معناداري بين فعاليت هاي اداري و مطالعه تخصصي بيابند . يعني اينكه امور در سازمان به صورت سنتي و عادت انجام مي پذيرد نه به صورت علمي . روانشناسان اعتقاد دارند براي اينكه رفتاري بروز نمايد بايد حتماً نيازي در فرد ايجاد شده باشد .

 

نياز                               انگيزش                                 رفتار

 

تا كاركنان احساس نياز به داشتن مطالب علمي جديد در خود حس ننمايند و با همين ميزان دانش و اطلاعات فعلي بتوانند امور اداري روزمره را انجام دهند ديگر فرهنگ مطالعه شكل نمي گيرد .

 

3.  در برخي سازمان ها چنان امور اداري فراوان است و تعداد پرسنل كم ،كه كاركنان فرصت مطالعه ندارند و تا پايان وقت اداري زير بار خروارها پروژه و نامه اداري ، جلسات اداري ، ارباب رجوع خورد مي شوند و با تن و روحي آزرده و خسته به خانه مي روند . در چنين فضايي بحث از مطالعه علمي معنا ندارد .

 

 

 

4. اصولاً در سازمان هاي دولتي بين آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند تفاوتي قائل نمي شوند و كاركناني كه اهل مطالعه و تفكر و نگارش هستند مورد تشويق قرار نگرفته و معمولاً در انزواي اداري قرار مي گيرند .

5.  تفاوت فاحش حقوق و پاداش بين روسا و كارمندان و كارشناسان باعث مي شود كه انگيزه مطالعه و علم يابي كم شده و انگيزه پست يابي تقويت شود زيرا تجربه اداري ثابت كرده است كه علم ، پول و امكانات نمي آورد اما پست هم پول و هم امكانات مي آورد و مشاهده مي شود كه بين احراز پست هاي مديريتي و ميزان علم و سود پرسنل رابطه مستقيمي وجود ندارد و در موقع دادن پست هاي سازماني معمولاً فاكتور پژوهش و علم و دانش در رتبه هاي آخر قرار مي گيرد و در نتيجه نظام شايسته سالاري بي معنا مي شود .

 

ج ) عوامل مربوط به رؤسا :

1-  ضرب المثل معروفي مي گويد : « مردانِ مطالعه مناسب قدرت نيستند و مردان قدرت وقت مطالعه ندارند » .

معمولاً رؤسا در ادارات بايد همان نقش پدر و مادر در خانواده و مربيان در مدارس را ايفا كنند يعني الگويي باشند براي مطالعه همكاران . ايشان مي بايست بيشتر مطالعه كنند و در كتابخانه سازمان به طور منظم ديده شوند و همكاران را به مطالعه تشويق نمايند . اما برعكس رؤسا معمولاً خود را بالاتر از آن مي پندارند كه نياز به مطالعه داشته باشند و اغلب خود را كامل مي دانند و در مقامي بالا كه امور را سرپرستي مي كنند . البته بعضي اوقات كمبود وقت را بهانه مي كنند و تعدد جلسات اداري بي نتيجه نيز روح و جسم آنان را خسته مي كند .

 

2- عده اي از رؤسا مطالعه را اتلاف وقت اداري مي دانند و نه تنها خود مطالعه مي كنند بلكه با مطالعه كاركنان نيز به مخالفت مي پردازند .

 

 

3- تعدادي از رؤسا چون بين مطالعه و كيفيت انجام امور اداري ارتباطي نمي بينند كاركنان زير مجموعه خود را به مطالعه تشويق نمي كنند و از انجام يك كار اداري ساده كه به سرعت توسط يك كارمند صورت پذيرد بيشتر خوشحال مي شوند تا پژوهش و يا نوشتن يك متن علمي توسط كارمند . يعني رؤسا به فكر انجام امور اداري روزمره هستند نه رشد و تعالي كاركنان و انجام علمي امور اداري .

4- معمولاً اغلب رؤسا فاقد پژوهش ، مقاله ، كار علمي ، تدريس و مشاوره و ... هستند ( اموري كه صددرصد نياز به مطالعه دارد ) . اما امور اداري فراواني از جمله جلسات اداري ، بخشنامه خواني ، تنظيم گزارش اداري و ... دارند ( اموري كه ظاهراً نيازي به مطالعه علمي ندارد ) . پس از چنين رؤسايي نمي توان انتظار داشت كه زيرمجموعه را تشويق به مطالعه نمايند زيرا در خود نيازي به مطالعه حس نمي كنند .

5 -  تا موقعي كه رئيس دستور بدهد و انتظار اطاعت مطلق داشته باشد ، ديگر نيازي به مطالعه كردن نمي بيند . زيرا نيازي به بحث علمي و جا انداختن روش علمي كار براي زيردست نمي بيند و تا وقتي كه مدل مديريت آمرانه و دستوري حكم فرماست ، رئيس خود را در تهديد چالش علمي با پرسنل نمي بيند كه بخواهد اطلاعات علمي خود را افزايش دهد زيرا دستوراتش چه درست باشد و چه غلط بايد اطاعت شود ، پس مطالعه جايي در كارش ندارد .

 

تنها در مدل مديريت مشاركتي است كه رئيس و كارمند نياز به مطالعه فراوان دارند زيرا تصميم گيري جمعي و طي جلسات گروهي اتخاذ مي شوند و براي نظرات همه احترام قائل بوده ، از افكار جديد و نو استقبال مي شود .

در پايان خاطرنشان مي سازد كه ابتدا بايد نياز به مطالعه در رؤسا و كاركنان ايجاد شود سپس  روش هاي مطالعه بررسي شده و برنامه هاي منظمي براي اعضاء سازمان تدوين گردد و اين امر مستلزم همكاري نزديك خانه ، مدرسه ، رسانه هاي جمعي و سازمان ها است .

"نویسنده مقاله بابک اسمعیلی است ودر ماهنامه تدبیر شماره ۱۶۷ و روزنامه همشهری چاپ شده است."

افتتاح وبلاگ

با سلام به پیشگاه همه مدرسین و مربیان گرامی.امروز ۲۴ اردیبهشت ماه یکهزار و سیصدو نود و یک این وبلاگ با هدف در اختیار قرار دادن مطالب علمی و آموزشی مورد نیاز تدریس افتتاح می شود .باشد که مورد استفاده و استقبال همه کسانی که دستی در تدریس در پایه های مختلف ،بخصوص مربیانی که در آموزش ضمن خدمت کارکنان سازمانی فعالیت می کنند قرار گیرد. با تشکر.        بابک اسمعیلی